ازدواج پیامبر اسلام (ص) با حضرت خدیجه (س)
ازدواج پیامبر اسلام (ص) با حضرت خدیجه (س) معروف است اولین کسی که به خواستگاری خدیجه آمد یکی ازبزرگان عرب به نام «عتیق بن عائذ مخزومی» بود. او پس ازازدواج با خدیجه، در جوانی در گذشت و اموال بسیاری برای خدیجهارث گذاشت. پس از او «ابیهاله بن المنذر الاسدی» که یکی ازبزرگان قبیله خود او بود، با وی ازدواج کرد. ثمره این پیوندفرزندی به نام «هند» بود که در کودکی در گذشت. ابیهالهنیز پس از چندی، وفات یافت و ثروت بسیار از خویش بر جای نهاد.
هرچند این مطلب که پیامبر اکرم (ص) سومین همسر خدیجه بود وجز عایشه با دوشیزهای ازدواج نکرد، نزد عامه و خاصه معروف است؛ ولی مورد تایید همگان نیست. جمعی از مورخان و بزرگان، نظرمخالف دارند؛ برای مثال «ابوالقاسم کوفی»، «احمد بلاذری»، «علم الهدی»، (سیدمرتضی) در کتاب «شافی» و «شیخ طوسی» در «تلخیص شافی» آشکارا میگویند که خدیجه،هنگام ازدواج با پیامبر، «عذرا» بود. این معنا را علامهمجلسی نیز تایید کرده است. او مینویسد: «صاحب کتاب انوارو البدء» گفته است که زینب و رقیه دختران هاله، خواهر خدیجهبودند.
برخی از معاصران نیز چنین ادعا کردهاند و برای اثبات ادعایخود کتابهایی نوشتهاند.
آشنایی با حضرت محمد
فضایل اخلاقی خدیجه، بسیاری از بزرگان و صاحب منصبان عرب رابه فکر ازدواج با وی میانداخت. ولی خاطرات همسر پیشین به ویاجازه نمیداد شوهری دیگر انتخاب کند. تا اینکه با مقاماتمعنوی حضرت محمد (ص) آشنا شد و آن دو غلامی که برای تجارتهمراه پیامبر (ص) فرستاده بود، مطالب و معجزاتی که از ویدیده بودند، برای خدیجه نقل کردند. خدیجه فریفته اخلاق و کمالو مقامات معنوی پیامبر (ص) شد. البته او از یکی ازدانشمندان یهود و نیز ورقه بن نوفل، که از علمای بزرگ عرب وخویشان نزدیک خدیجه به شمار میرفت، در باره ظهور پیغمبرآخرالزمان و خاتم الانبیا (ص) مطالبی شنیده بود. همه اینعوامل موجب شد تا خدیجه حضرت محمد (ص) را به همسری خودانتخاب کند.
ازدواج خدیجه
زفاف خدیجه با حضرت محمد (ص) 2 ماه و 75 روز پس از بازگشتاز سفر تجارت شام تحقق یافت. در آن زمان، حضرتمحمد (ص) 25سال داشت و خدیجه چهل ساله بود. ابن عباس سن ایشان را 28 سالنقل میکند. هرچند بعضی از مورخان اهلسنتسعی میکنند این سخنرا رد کنند؛ چون راوی آن محمد بن صائب کلبی از شیعیان است وآنها او را ضعیف میدانند.
خدیجه به سبب علاقه به حضرت محمد (ص) و مقام معنوی او بارسول خدا ازدواج کرد و تمام دارایی و مقام و جایگاه فامیلی خودرا فدای پیشرفت مقاصد همسرش ساخت.
در عقد ازدواج حضرت محمد (ص) و خدیجه، عبدالله بن غنم بهآنها چنین تبریک گفت:
هنیئا مریئا یا خدیجه قد جرت
لک الطیرفیما کان منک باسعد
تزوجتخیر البریه کلها
و من ذا الذی فی الناس مثل محمد؟
و بشر به البران عیسی بن مریم
و موسی ابن عمران فیاقرب موعد
اقرت به الکتاب قدما بانه
رسول من البطحاء هادو مهتد
گوارا باد بر تو ای خدیجه که طالع تو سعادتمند بوده و بابهترین خلایق ازدواج کردی. چه کسی در میان مردم همانند محمد (ص) است. محمد (ص) کسی است که حضرت عیسی و موسی به آمدنشبشارت دادهاند و کتب آسمانی به پیامبری او اقرار داشتند.
رسولی که سر از بطحاء (مکه) در میآورد و او هدایت کننده وهدایتشونده است.
احترام پیغمبر خدا به خدیجه
احترام حضرت محمد (ص) به خدیجه، به خاطر عقیده و ایمان اوبه توحید بود.
خصال خدیجه
خدیجه از بزرگترین بانوان اسلام به شمار میرود. او اولین زنیبود که به اسلام گروید؛ چنان که علیبن ابیطالب (ع) اولینمردی بود که اسلام آورد. اولین زنی که نماز خواند، خدیجه بود. او انسانی روشن بین و دور اندیش بود. با گذشت، علاقهمند بهمعنویات، وزین و با وقار، معتقد به حق و حقیقت و متمایل بهاخبار آسمانی بود. همین شرافتبرای او بس که همسر رسول خدا (ص) بود و گسترش اسلام به کمک مال و ثروت او تحقق یافت.
خدیجه از کتب آسمانی آگاهی داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را «ملکه بطحاء» میگفتند. از نظر عقل و زیرکی نیزبرتری فوق العادهای داشت و مهمتر اینکه حتی قبل از اسلام وی را«طاهره» و «مبارکه» و «سیده زنان» میخواندند.
جالب این است او از کسانی بود که انتظار ظهور پیامبر اکرم (ص) میکشید و همیشه از ورقهبن نوفل و دیگر علما جویای نشانههاینبوت میشد. اشعار فصیح و پر معنای وی در شان پیامبر اکرم (ص) از علم و ادب و کمال و محبت او به آن بزرگوار حکایت میکند.
نمونهای از اشعار خدیجه در باره پیامبراکرم (ص) چنین است:
فلواننی امسیت فی کل نعمه
و دامت لی الدنیا و تملک الاکاسره
فما سویت عندی جناح بعوضه
اذا لم یکن عینی لعینک ناظره
اگر تمام نعمتهای دنیا از آن من باشد و ملک و مملکت کسراها وپادشاهان را داشته باشم، در نظرم هیچ ارزش ندارد زمانی که چشمبه چشم تو نیافتند.
دیگر خصوصیتخدیجه این است که او دارای شم اقتصادی و روحبازرگانی بود و آوازه شهرتش در این امر به شام هم رسیده بود.
البته سجایای اخلاقی حضرت خدیجه چنان زیاد است که قلم از بیانآن ناتوان است. پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «افضل نساء اهل الجنه خدیجه بنتخویلد و فاطمه بنت محمد ومریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم.»
چه میتوان گفت در شان کسی که مایه آرامش و تسلای خاطر رسولخدا (ص) بود؟! در تاریخ میخوانیم: «حضرت محمد (ص) هر وقت از تکذیب قریش و اذیتهای ایشانمحزون و آزرده میشدند، هیچ چیز آن حضرت را مسرور نمیکرد مگریاد خدیجه؛ و هرگاه خدیجه را میدید مسرور میشد»
ذهبی میگوید: مناقب و فضایل خدیجه بسیار است؛ او از جملهزنان کامل، عاقل، والا، پایبند به دیانت و عفیف و کریم و ازاهل بهشتبود. پیامبر اکرم (ص) کرارا او را مدح و ثنا میگفتو بر سایر امهات مومنین ترجیح میداد و از او بسیار تجلیل میکرد. به حدی که عایشه میگفت: بر هیچ یک از زنان پیامبر (ص) بهاندازه خدیجه رشک نورزیدم و این بدان سبب بود که پیامبر (ص)بسیار او را یاد کرد.
درود خدا بر خدیجه
خدیجه کبربی چنان مقام والایی داشت که خداوند عزوجل بارها براو درود و سلام فرستاد. طبق روایتی از حضرت امام محمد باقر (ص): پیامبر اکرم (ص) هنگام باز گشت از معراج، به جبرئیلفرمود: «آیا حاجتی داری؟»
جبرئیل عرض کرد: خواستهام این است که از طرف خدا و من بهخدیجه سلام برسانی»
در روایتی دیگر میخوانیم: روزی خدیجه به طلب رسول خدا (ص) بیرون آمد. جبرئیل بهصورت مردی با وی رو به رو شد و از خدیجه احوال رسولخدا (ص)را پرسید. خدیجه نمیتوانستبگوید رسول خدا (ص) در کجا به سرمیبرد. او میترسید این مرد از کسانی باشد که قصد کشتن پیغمبر(ص) را دارد. وقتی که خدمت آن حضرت رسید و قصه باز گفت،حضرت محمد (ص) فرمود: «آن جبرئیل بود و امر کرد که از خداتو را سلام برسانم.»
هرچند این مطلب که پیامبر اکرم (ص) سومین همسر خدیجه بود وجز عایشه با دوشیزهای ازدواج نکرد، نزد عامه و خاصه معروف است؛ ولی مورد تایید همگان نیست. جمعی از مورخان و بزرگان، نظرمخالف دارند؛ برای مثال «ابوالقاسم کوفی»، «احمد بلاذری»، «علم الهدی»، (سیدمرتضی) در کتاب «شافی» و «شیخ طوسی» در «تلخیص شافی» آشکارا میگویند که خدیجه،هنگام ازدواج با پیامبر، «عذرا» بود. این معنا را علامهمجلسی نیز تایید کرده است. او مینویسد: «صاحب کتاب انوارو البدء» گفته است که زینب و رقیه دختران هاله، خواهر خدیجهبودند.
برخی از معاصران نیز چنین ادعا کردهاند و برای اثبات ادعایخود کتابهایی نوشتهاند.
آشنایی با حضرت محمد
فضایل اخلاقی خدیجه، بسیاری از بزرگان و صاحب منصبان عرب رابه فکر ازدواج با وی میانداخت. ولی خاطرات همسر پیشین به ویاجازه نمیداد شوهری دیگر انتخاب کند. تا اینکه با مقاماتمعنوی حضرت محمد (ص) آشنا شد و آن دو غلامی که برای تجارتهمراه پیامبر (ص) فرستاده بود، مطالب و معجزاتی که از ویدیده بودند، برای خدیجه نقل کردند. خدیجه فریفته اخلاق و کمالو مقامات معنوی پیامبر (ص) شد. البته او از یکی ازدانشمندان یهود و نیز ورقه بن نوفل، که از علمای بزرگ عرب وخویشان نزدیک خدیجه به شمار میرفت، در باره ظهور پیغمبرآخرالزمان و خاتم الانبیا (ص) مطالبی شنیده بود. همه اینعوامل موجب شد تا خدیجه حضرت محمد (ص) را به همسری خودانتخاب کند.
ازدواج خدیجه
زفاف خدیجه با حضرت محمد (ص) 2 ماه و 75 روز پس از بازگشتاز سفر تجارت شام تحقق یافت. در آن زمان، حضرتمحمد (ص) 25سال داشت و خدیجه چهل ساله بود. ابن عباس سن ایشان را 28 سالنقل میکند. هرچند بعضی از مورخان اهلسنتسعی میکنند این سخنرا رد کنند؛ چون راوی آن محمد بن صائب کلبی از شیعیان است وآنها او را ضعیف میدانند.
خدیجه به سبب علاقه به حضرت محمد (ص) و مقام معنوی او بارسول خدا ازدواج کرد و تمام دارایی و مقام و جایگاه فامیلی خودرا فدای پیشرفت مقاصد همسرش ساخت.
در عقد ازدواج حضرت محمد (ص) و خدیجه، عبدالله بن غنم بهآنها چنین تبریک گفت:
هنیئا مریئا یا خدیجه قد جرت
لک الطیرفیما کان منک باسعد
تزوجتخیر البریه کلها
و من ذا الذی فی الناس مثل محمد؟
و بشر به البران عیسی بن مریم
و موسی ابن عمران فیاقرب موعد
اقرت به الکتاب قدما بانه
رسول من البطحاء هادو مهتد
گوارا باد بر تو ای خدیجه که طالع تو سعادتمند بوده و بابهترین خلایق ازدواج کردی. چه کسی در میان مردم همانند محمد (ص) است. محمد (ص) کسی است که حضرت عیسی و موسی به آمدنشبشارت دادهاند و کتب آسمانی به پیامبری او اقرار داشتند.
رسولی که سر از بطحاء (مکه) در میآورد و او هدایت کننده وهدایتشونده است.
احترام پیغمبر خدا به خدیجه
احترام حضرت محمد (ص) به خدیجه، به خاطر عقیده و ایمان اوبه توحید بود.
خصال خدیجه
خدیجه از بزرگترین بانوان اسلام به شمار میرود. او اولین زنیبود که به اسلام گروید؛ چنان که علیبن ابیطالب (ع) اولینمردی بود که اسلام آورد. اولین زنی که نماز خواند، خدیجه بود. او انسانی روشن بین و دور اندیش بود. با گذشت، علاقهمند بهمعنویات، وزین و با وقار، معتقد به حق و حقیقت و متمایل بهاخبار آسمانی بود. همین شرافتبرای او بس که همسر رسول خدا (ص) بود و گسترش اسلام به کمک مال و ثروت او تحقق یافت.
خدیجه از کتب آسمانی آگاهی داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را «ملکه بطحاء» میگفتند. از نظر عقل و زیرکی نیزبرتری فوق العادهای داشت و مهمتر اینکه حتی قبل از اسلام وی را«طاهره» و «مبارکه» و «سیده زنان» میخواندند.
جالب این است او از کسانی بود که انتظار ظهور پیامبر اکرم (ص) میکشید و همیشه از ورقهبن نوفل و دیگر علما جویای نشانههاینبوت میشد. اشعار فصیح و پر معنای وی در شان پیامبر اکرم (ص) از علم و ادب و کمال و محبت او به آن بزرگوار حکایت میکند.
نمونهای از اشعار خدیجه در باره پیامبراکرم (ص) چنین است:
فلواننی امسیت فی کل نعمه
و دامت لی الدنیا و تملک الاکاسره
فما سویت عندی جناح بعوضه
اذا لم یکن عینی لعینک ناظره
اگر تمام نعمتهای دنیا از آن من باشد و ملک و مملکت کسراها وپادشاهان را داشته باشم، در نظرم هیچ ارزش ندارد زمانی که چشمبه چشم تو نیافتند.
دیگر خصوصیتخدیجه این است که او دارای شم اقتصادی و روحبازرگانی بود و آوازه شهرتش در این امر به شام هم رسیده بود.
البته سجایای اخلاقی حضرت خدیجه چنان زیاد است که قلم از بیانآن ناتوان است. پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «افضل نساء اهل الجنه خدیجه بنتخویلد و فاطمه بنت محمد ومریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم.»
چه میتوان گفت در شان کسی که مایه آرامش و تسلای خاطر رسولخدا (ص) بود؟! در تاریخ میخوانیم: «حضرت محمد (ص) هر وقت از تکذیب قریش و اذیتهای ایشانمحزون و آزرده میشدند، هیچ چیز آن حضرت را مسرور نمیکرد مگریاد خدیجه؛ و هرگاه خدیجه را میدید مسرور میشد»
ذهبی میگوید: مناقب و فضایل خدیجه بسیار است؛ او از جملهزنان کامل، عاقل، والا، پایبند به دیانت و عفیف و کریم و ازاهل بهشتبود. پیامبر اکرم (ص) کرارا او را مدح و ثنا میگفتو بر سایر امهات مومنین ترجیح میداد و از او بسیار تجلیل میکرد. به حدی که عایشه میگفت: بر هیچ یک از زنان پیامبر (ص) بهاندازه خدیجه رشک نورزیدم و این بدان سبب بود که پیامبر (ص)بسیار او را یاد کرد.
درود خدا بر خدیجه
خدیجه کبربی چنان مقام والایی داشت که خداوند عزوجل بارها براو درود و سلام فرستاد. طبق روایتی از حضرت امام محمد باقر (ص): پیامبر اکرم (ص) هنگام باز گشت از معراج، به جبرئیلفرمود: «آیا حاجتی داری؟»
جبرئیل عرض کرد: خواستهام این است که از طرف خدا و من بهخدیجه سلام برسانی»
در روایتی دیگر میخوانیم: روزی خدیجه به طلب رسول خدا (ص) بیرون آمد. جبرئیل بهصورت مردی با وی رو به رو شد و از خدیجه احوال رسولخدا (ص)را پرسید. خدیجه نمیتوانستبگوید رسول خدا (ص) در کجا به سرمیبرد. او میترسید این مرد از کسانی باشد که قصد کشتن پیغمبر(ص) را دارد. وقتی که خدمت آن حضرت رسید و قصه باز گفت،حضرت محمد (ص) فرمود: «آن جبرئیل بود و امر کرد که از خداتو را سلام برسانم.»
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۱۰/۰۲ ساعت توسط خادم الزینب(س)
|
هیئت لواءالزینب سمنان در سال 1387 روز 15 ماه مبارک رمضان با مدد حضرت سیدالشهدا(ع) و با لطف حضرت زینب (س) تاسیس و فعالیت خود را آغاز نمود.در طی این چند سال مراسم هایی به مناسبتهای مذهبی انجام می گرفت و مراسم هفتگی زیارت عاشورا ابتدا روز دوشنبه و بعداز 3 سال به روز چهارشنبه تغییر یافته که راس ساعت 20 به آدرس خیابان شهدا خیابان کهنه دژ مسجد و حسینیه منظران صاحب الزمان(عج) با نوای کربلایی محمدعلی پارسا برگزار میگردد.